حس حسادت

نمیدونم این حس از کجا پیدا میشه ، ولی وقتی میاد همش فک میکنی داری از دست میدی کسی یا چیزی رو بعد میخوای درست کنی ، گند میزنی توش بدتر میشه ، هی بدتر میشه … اخرش سرویس میشی

نرسیدن به هدف

بزرگترین کابوس نرسیدن به هدفم هست هیچ جوره نمیتونم قبول کنم کسی نمیدونه هدفم چیه ، یا حداقل چند نفری خیلی جزئی و پراکنذه کمی اطلاعات دارن ازش از هر روشی باید ایتفاده کنم تا بتونم بهش برسم

ناراحتی

به هرکی بگی ناراحتی دنبال یه دلیله بعضی موقع ها ادم از خودش ناراحته نمیدونه چیکار کنه با هرکی نمیتونه در موردش صحبت کنه به اونایی هم که میگه نمی فهمن ، نمیدونن بدنر میکنن …

تابستون شروع شد

امتحانای دانشگاه رو دادم ، نه خیلی خوب . به چیزی که انتظارش رو داشتم نرسیدم بعد از امتحانا بلافاصله برگشتم تا برای عروسی پسر عموم اماده بشم که اول تیر بود حالا هم یک هفته از اون زمان گذشته امروز ماه رمضون شروع شده منم هم خونه نشستم توی این روز های بلند و بیشتر ..

کلی کار ناتموم هست ، باید انجام داد

20140612-143605-52565381.jpg

عاشقی گذشته

روزی رو یادم میاد عاشق بودم در تمام لحظات روزم به اون فکر میکردم هیچ چیزی به غیر از اون مهم نبود سرشار از محبت بودم ، تنها خوشحالی اون برام اهمیت داشت اما اون روز ها گذشت ، روز های بی عشقی اومد دیگر حسی ندارم اون موقع که بهش احتیاج داشتم ، از بیشتر ..

کتاب خوب نیست

بعضی از کتابا خوب نیست کاشکی نمیخوندمشون به جاش کتاب های بهتری بود اونا رو میخوندم

20140516-183513.jpg

قبول کرد

بعضی موقع ها باید قبول کرد اشتباه کردی ، فرقی نداره باید عذر خواهی کرد به هرحال

۱۳۹۳۰۲۱۷-۱۶۵۱۲۳.jpg

تکرار و ادامه

دبستان میگفتم میرم راهنمایی راحت میشم راهنمیی گفتم میرم دبیرستان راحت میشم دبیرستان گفتم میرم دانشگاه راحت میشم دانشگاه که رسیدم دیدم تمومی نداره ، بدتر میشه

1 2